
عکس: شیوا خادمی
آنچه که به طور مشترک در اکثر آثار « شیوا خادمی »، عکاس ِجوان ِمشهدی به چشم میخورد، دنبال کردن نگاهی منحصر به فرد و شخصی به دنیای اطراف است؛ او به دنبال یافتن معنایی عمیق در دل چیزهای کوچک و سادهی این زندگی است و گاهی از اشیای بیجان پیرامون ما، شخصیتهایی میسازد که گویی زندهاند و این هویت بخشی برای اشیا از آنها موضوعاتی میسازد که مخاطب میتواند آنرا بفهمد و حتی باور کند که این اشیا زندهاند! در بیشتر عکسهای شیوا خادمی نمودی از انسان و آثارش به عنوان جزیی جداناپذیر از این زندگی دیده میشود؛ اما به طور کل حضور انسان و نشانههای انسانی در عکسهای او بهگونهای ابهام برانگیز و غیر مستقیم حضور دارند؛ به این معنی که اگر شخصی انسانی به قاب او راه پیدا میکند، برای مخاطب معناهای گوناگونی را میسازد و انسان برای مخاطب یعنی عنصری ناآشنا، عنصری که باید بر روی آن تامل کرد تا شاید بتوان گوشهای از دنیای او را دریافت. حتی در برخی از قابهای شیوا خادمی که خالی از هر گونه حضور انسان است، باز هم اشیا، طبیعت، رنگها و هر چیزی که در عکس هست، شناسهای قوی است از انسان و باز هم همهی آنها در خدمت معرفی یک انسان و دنیای او به ما هستند.
او بیشتر از آنکه به دنبال گرفتن یک عکس مستند باشد و یا به دنبال یافتن منظرهای بکر، در پی صحنه آرایی عکسها با عناصر دلخواهاش است؛ عناصری که تنها او میتواند به آنها قالبی جدید ببخشد. حتی وقتی که او به گرفتن یک عکس مستند دست میزند باز هم نگاه شخصی او به دنیا و اطراف، در وجه استنادی تصویر وارد میشود و نوع قاببندی، کمپوزسیون عناصر عکس، زاویه دید و ... همگی عکس مستند او را به سایر عکسهایش نزدیک میکند. نکتهای دیگر که یکی از ویژگیهای اصلی آثار این عکاس جوان است، استفاده از رنگ، به عنوان یک وجه معنایی قوی است؛ استفاده از رنگ تنها برای ایجاد یک کنش بصری نیست، بلکه قسمتی از بار معنایی عکس توسط رنگها بیان میشوند و البته باید اشاره شود که رنگها در عکسهای شیوا خادمی بیانکننده شکوه زندگی یا شادی تصنعی نیستند، بلکه همانا رنگها زمینهای هستند که به غم، تنهایی و غربت زندگی تلنگر میزنند.
با توجه به آنچه که در مورد برخی از عکسهای شیوا خادمی بیان شد، بهترمیتوان با عکس مقابل که یکی از آثار اخیر اوست، آشنا شد.
شروع عکس از پایین کادر با سنگفرشهای یک راه باریک است؛ اینجا همانجایی است که عکاس جلوی آن ایستاده و دوربینش را در دست گرفته است. سنگفرشها هرچه به عقبتر میروند، کوچکتر میشوند و حضور آنها در عکس یعنی بخشیدن یک عمق تصویری و ایجاد پرسپکتیو که به لحاظ معنایی نیز بسیار در خدمت عکس است.
در این عکس، همهی تلاش عکاس برای نشان دادن انسانی است که در یک سوم بالای عکس آنرا میبینیم. همهی این مربعهای کنار هم چیده شده، همهی این راههای باریک در نهایت ما را به زنی میرساند که پشت به دوربین در حرکت است و گویی عکاس را نمیبیند. حضور مبهم انسان در این عکس، باز از ویژگیهای عکسهای شیوا خادمی است که بهطور مستقیم انسانی را به ما معرفی نمیکند و تصمیمگیری در مورد شخصیت درون عکس را به عهدهی مخاطب میگذارد. همهچیز در این عکس ما را به دنیایی معاصر رهنمون میشود؛ حتی پوشش زن که نشاندهندهی یک سنت و هویت دیرین است، وقتی که در میان فراخی این زمین، در میان راههایی که هر کدام به یک سو میروند، آنرا میبینیم، همان شکل زندگی امروز برای ما تداعی میشود؛ یعنی گمگشتگی، قرار گرفتن بر سر چند راهی، تحیر، گستردگی زندگی که نمیدانیم تا کجا پیش میرود.
حالا بهتر میتوانیم نقش رنگ را در این عکس درک کنیم؛ فرعیترین نقش رنگ در این عکس، ایجاد جذابیت بصری است و میدانیم که رنگ در عکسهای شیوا خادمی حضوری معنادار دارد. نارنجیها و زردهای برگهای ریخته شده در این عکس، سبزی اندکی که در گوشهی سمت چپ و در بالا که میرود تا از چشم ما دور شود، قهوهای تنهی درختانی که شاخههای بیبرگشان را از ما پنهان میکند، همه و همه برای نشان دادن خلوت، تنهایی و احساس غربت زنی است که آرام آرام از ما دور میشود و باد چادر او را چون موجی به حرکت درمیآورد.
حضور تنههای درخت در کنار زن و انتخاب مناسب عکاس برای این رویارویی، باز در خدمت جنبهی محتوایی عکس میباشد؛ گویی استواری زن و درخت بهمانند هم است!
دو راه باریک تا بخش انتهایی تصویر امتداد مییابند و درست در جایی تمام میشوند که در آنجا دیگر چیزی از فضا برای ما روشن نیست و نمیدانیم بعد از این راهها به کجا میرسیم و در نهایت یک صندلی خالی کوچک در بخش بالایی کادر، انگار خود را با تنهایی زن تقسیم میکند.
انتخاب مناسب شخصیت درون عکس برای القای مفهوم نظر، از موفقیتهای خوب این عکس است که با تدبیر عکاس خود را به خوبی به مخاطب منتقل میکند. جدا از شخصیتپردازی مناسب، فضاسازی عاملی دیگری است که در عکس شیوا خادمی اهمییتی همسان با شخسیتپردازی دارد. استفادهی خوب از پتانسیل فضا و استفادهی آگاهانه از شرایط اقلیمی آن به لحاظ آب و هوایی، در خدمت مقصود عکاس است.
ترکیببندی خوب و جاسازی مناسب عناصر در کادر، استفادهی درست از قاب عمودی در جهت عمق بخشیدن به فضا، ویرایش مناسب عکس و دست پیدا کردن به حس و حال شخصی در عکس، از دیگر تدابیر عکاس است.
در نهایت آنکه عکس شیوا خادمی، عکسی است تالیف شده؛ عکسی که مولفش مدت زیادی برای دست پیدا کردن به آن، اندیشیده است و بعد از آن باز زمانی را برای اجرای ایدهی خود به خرج داده است. عکسی که با انتخابهای عکاس تبدیل به یک فضای شخصی میشود که در آن مخاطب به تامل دعوت میشود.

