عکسهای " Igor sperka " از درختان، اگرچه از موضوعی ساده پیروی میکند، اما را با فضای ناشناختهای رو به رو میکند و بر روی ذهنیت گذشتهی ما از این موضوع خط میکشد. درختان اسپرکا از آن جهت که جزیی از جهان طبیعت هستند، عکاسی نشدهاند. بلکه این درختان در عکسهای اسپرکا گویی تمام دنیا را میپوشانند و اصلا انگار دنیای اسپرکا در همین درختان خلاصه میشود. درختان اسپرکا جدا از آنکه وجه تصویری متفاوتی را ارایه میکنند و به دنبال آن از تکنیک قوی عکاسانه برخوردارند، بر انگیزانندهی احساس عاطفی مخاطب هستند و این بزرگترین هدفی است که اسپرکا برای آن دست به ثبت این عکسها میزند. به این ترتیب عکسهای او ما را با سوالات زیادی رو به رو میکند: این درختان کجای جهان روییدهاند؟ این نورهای عجیب از کجا بر روی آنها تابیده است؟ و بسیاری از سوالات دیگر. بهطور کل " ایگور اسپرکا " خالق یک " Fairyland " برای مخاطب است که در آن میتوان به رویا و خیال دست پیدا کرد.






چه روز خوبی .و چه زیبا . درختانی گاه سر ذو گاه گرم. گاه تنها و سر در گریبان و گاه شلوغ و پر هیجان. درختانی ایستاده و جوان /درخنانی پیر و پر از بار و حرف. رنگهایی از جنس رویاهای نزدیک و توهماتی سرد و دور. و اما همه ی گرمای تشکر از ان تو دوست هنرمند و هنر دوست.
مجموعه بسیار زیبایی بود . آفرین
salam khanume tabatabaee.bande ba name shoma az akkasee.com ashna shodam.khoshhalam az ashnaee ba shoma.besiar ziba va jazab vaght migozarid va be naghde aks hai ke mibinid mipardazid.az zahamatetun motshakeram.khoshhal misham be karaye akasi man ham negahi biandazid
عکسها بسیار زیبا هستند .نگاه عکاس برای گرفتن یک عکس خوب و زیبا بسیار مهم است . ممنون از زحمت شما
سلام ممنون بسیار زیبا و درس آموز بود
ممنون نازنین بسیار شگفت انگیز بودند . مخصوصا تصویر پنجم که که احساس خوبی رو به من هدیه داد
خوب.بسیار مرموز و خیال انگیزه.مرسی
بسیار خوب و زیبا بودند ،
ممنون عالی بود
عکس های خیلی عجیبی هستند ... چرا عکاس اینقدر خواسته تنه ی درخت ها رو به تصویر بکشه ؟!؟ تنه های بدون شاخه ... تو عکسها به ندرت شاخه ای رو به بالا میبینیم ! حتی در عکس آخری یک تکه از شاخه ی یخزده ی درخت رو میبینیم که با حالتی که کاملا یاس و ناامیدی رو نشون میده به پایین اشاره میکنه!! میشه یه کم درباره ی فلسفه ی این درختان بی شاخه توضیح بدید من هر بار عکسها رو میبینم یه حس عجیبی پیدا میکنم ... نمیدونم شبیه بغضه ... مثل اینکه یه حرف آشنا رو داره برام تداعی میکنه/ پاسخ: ممنون آقای محسن عباسی برای توصیفتان. باید عرض کنم که این مچموعه فریمهای بیشتری را داراست که با توجه به فضای وبلاگ از نظر تعداد متعادل عکس برای هر مطلب، ترجیح دادم تا عکسهایی را که دارای حال و هوای مشابهی هستند انتخاب کنم. و البته که این عکاس از شاخهها نیز عکسهایی را به ثبت رسانده که در ادامهی همین عکسهاست. در مورد فلسفهی این تنهی درختان تنها میتوانم بگویم، عکاس این بخش از درخت دارای قدرت بیانی بیشتری دانسته و به این خاطر برای مقصودش به همین بخش اکتفا کرده است.
درختان چه حرفها داشتند برای گفتن و ما از آنها غافل بودیم... ممنون به خاطر عکس های /.. زیبا بودند..
به زودی خواهیم آمد...
دخترعموی خوبام! سپاس برای نشان دادن این زیباییها و تلاش شایستهای که داری.
ممنون ، عکسها بسیار زیبا ست .
ممنونم به خاطر همه تلاش های شماوارائه ی این آثار زیباومتفاوت
سلام نازنینِ نازنین! انگار جوهر سحر روی این عکسها پاشیده شده است. وهم انگیز و تخیلی در عین واقعیت. هنوز منتظر ایمیلت هستم. امیدوارم زودتر ببینمت. نازنینِ نازنین!
وای چقدر زیبا هستند!!! انگار تمام دنیا روی درخت ها استوار شده. مرسی
خیلی خوب بود. عکس های یادگاری از تبریز : http://jeeka.blogfa.com/
همانطور که به شکلی دیگر اشاره کردی؛من نوعی آشنایی زدایی از موضوع را در این عکس ها می بینم. می شود ایمان آورد به قدرت این رسانه در باززایی واقعیت؟